شب فراگیرو فلک دلهره داشت حالت ماه نمایی چو خم سُرسره داشت کهکشان چشم به خاک کره داشت کره خاک دلش غوغابود وفضا زیبا بود دل مجنون صفتان دربه در لیلا بود همه ذرات جهان آشکارا ونهان اهل زمین اهل سما همه از عقل فراری

جوانِ ارشد ارباب

به نام خالق هستی، به نام نامیِ حیدر
قلم بر صفحه می‌چرخد به اذن ساقی کوثر
ملائک یک صدا گویند با اولاد پیغمبر
علی‌اکبر، علی‌اکبر، علی‌اکبر، علی اکبر

ام لیلا در بغل دارد چه زیبا گوهری

ام لیلا در بغل دارد چه زیبا گوهری
آفرید او را خدای او برای دلبری

جان به آقای جهان و خنده ی روی لبش
شاه بود و شاه تر شد با چنین تاج سری

پسر شاه تویی حضرت دلخواه تویی

تو قدم می‌زنی و مات رخت گشته حسین
اندکی راه برو پیش دو چشمم ولدی نور دو عین

گفت مادر به تو ای سرو رشید
چه قدر خوش قد و بالا شده ای

ولدی

دل مجنون من امشب سوی میخانه شده ست
مست از جام و می و باده و پیمانه شده ست

عاشق و مست رخ دلبرجانانه شده ست
عاقل آن است که از عشق تو دیوانه شده ست

ذره ای در پناه خورشیدم

منم آن خاک آستان علی
نوکر کل خاندان علی
ذره ای ام در آسمان علی
مستحقم به لقمه نان علی

اربابمان پدر شده است

آسمان باز پر قمر شده است
شب اندوهمان سحر شده است
به همه سائلان نظر شده است
چونکه اربابمان پدر شده است

پسر حضرت ارباب

جان تازه به تن خسته و بی تاب تویی
ما همه خاک ترین و گوهر ناب تویی
چهره ات داد گواهی خود مهتاب تویی
نو رسیده ؛ پسر حضرت ارباب تویی

آیِنه دارِ امامت

خبر از عرش الهی به زمین می‌آید
که به انگشتریِ عشق نگین می‌آید

معنیِ سبزِ اجابت متجلی گردید
آیِنه دارِ امامت متجلی گردید

یا علی اکبر(ع)

شراب کهنه از این جام‌های باده جداست
برای مستیِ ما خُمِّ سرگشاده جداست

فشرده‌ایم از انگورهای روی ضریح
که حالِ عاشقِ رو بر تو ایستاده جداست

یا علی اکبر(ع)

مِهر او فانوس‌ها را ماه تابان می‌کند
شمع بزمش کار خورشید فروزان می‌کند

این جوان خوش قد و بالا خود پیغمبر است
روزبه را با گل لبخند، سلمان می‌کند

یا علی ابن الحسین(ع)

همه رعیت همه سائل تو شاهنشاه و سلطانی
علیِ دوم زهرا ز ما رو برنگردانی

کرامت کردنت بوده همیشه نقل محفل ها
همیشه دوستت دارم چه پیدا و چه پنهانی

ای حضرت سجّاده‌نشین! خانه‌‌ات آباد

موسیقی عُشّاق دفش فرق ندارد
دلداده که حُزن و شعفش فرق ندارد

دل؛ تُنگ بلوری‌ست پُر از عشق به سادات
یک دایره که هر طرفش فرق ندارد

عشق در آینه ی مکتب ما ”سجاد” است

دل ما خورده گره بر ورق دفتر عشق
درس ها یاد گرفتیم از این منبر عشق
کسب تکلیف نمودیم اگر از در عشق
عشقمان بوده بمانیم فقط محضر عشق

ای عشق مبتلای تو یا زین العابدین

ای عشق مبتلای تو یا زین العابدین
جان جهان فدای تو با زین العابدین

ای جلوه عبادت آل عبا سلام
وی نور دیدگان رسول خدا سلام

سلام ای علی دوم حسین علی

دل از خدا نَبَرد کس مگر علی باشد
و بر شکوهِ محمد نگر علی باشد

حقیقت است که زهرا چنان علی شده که..
..برای فاطمه نام دگر علی باشد

دکمه بازگشت به بالا